تبیین آموزش همگانی حدیث

Posted by

به دلیل همراهی عترت با قرآن، این نوشته لزوم آموزش همگانی حدیث را تبیین می کند.

آموزش باورها و نهادینه کردن ارزش ها، راهی است که حیات فرهنگی یک ملّت را استمرار می بخشد و آن را میان همه اقشار جامعه می گسترَد. تمدّن بشر، از طریق همین تعلیم و تعلّم، باقی مانده و گاه عمق و گسترش یافته است. هر نسل انسانی، میراث نسل های پیشین را به نسل پس از خود انتقال داده است. پدران و مادران، باورها و ارزش های خود را در جامه ای نو یا با همان قالب کهن، به فرزندان خود، منتقل می کنند. آموزگاران و مربّیان نیز همین رسالت را در برابر شاگردان خویش، به گونه ای دیگر بر دوش گرفته و نویسندگان و سخنرانان نیز سهمی مهم در این میان دارند.

اسلام، به عنوان دینی تمدّن ساز و هدیه ای الهی برای همه بشر، همه باورها و ارزش های اساسی لازم و نیکو را در خود جای داده است. روشن است که آموزش عناصر فرهنگی و ارزشی این دین بزرگ، نیاز همیشگی امّت اسلامی و راز بقای آن است. نیز می دانیم بیشتر آموزه های دینی اسلام، متن محور و برخاسته از قرآن و حدیث است. این به معنای نیاز جامعه اسلامی به یادگیری و یاددهی همیشگی قرآن و همچنین حدیث، به عنوان گزارشگر سنّت پیامبر و سیره اهل بیت(ع) است. درخور توجّه این که پیامبر اکرم ـ که آورنده دین اسلام است ـ در سفارش مهم، تاریخی و مشهورش، دو یادگار گران سنگ بر جای مانده از خود را قرآن و عترت، معرّفی می کند؛ قرآن، به عنوان وحی الهی و عترت، به عنوان مرجع اصلی تفسیر و تبیین و تطبیق آن.

بر این پایه، همان گونه که عترت، همبَر کتاب خداست، سخن ایشان نیز همراه و همنوای کلام خداست. از زاویه ای دیگر، این عترت است که در جاری زمان و همراه مردمان، در هر جا حضور دارد. گفتار و رفتار آنان است که همراه انسان و در سیر حرکتش، او را از تردید و دو راهی ها، رهایی می بخشد. حدیث آنان است که بر سرِ هر پیچ تاریخی، آدمی را به سوی قرآن، فرا می خواند. در هر جا که لازم است، موضع می گیرد و معنای واقعی و خارجی قرآن و وظیفه الهی هر فرد را معین می کند.

گفتار و رفتار اهل بیت(ع)، در طول حدود سه قرن به تحقّق پیوسته و این، به معنای گشایش یک عرصه وسیع برای سرمشق گرفتن از ایشان در همه فراز و نشیب های زندگی است.

حدیث، سخن و عمل معصومان را در درازای سه قرن زندگی انسانی، حکایت می کند و از این رو، الگوهایی از تطبیق عملی قرآن و نمونه هایی از زندگی الهی را در پیش دید ما می نهد. حدیث، انسان را به درون دین می برَد، هسته و پوسته آن را یک جا به او می نمایانَد و قواعد روزآمد کردن دین را در فرایند اجتهاد علمی، در اختیار می نهد. اهل بیت(ع)،آموزه های جان بخش جاوید قرآن را در روزگار سختی و آسانی، آزادی و خفقان، رفاه و تنگ دستی و ده ها وضعیت دیگر، عینیت می بخشند و الگویی برای سبْک زندگی ایمانی، به دست می دهند؛ سبْکی از زندگی که خدا به آن رنگ زده است:«وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَهً»[۱]و حدیث، گزارشگر این زندگی ایمانی است.

سخنی این چنین، خود ارزش آن را دارد که در کنار سخن خداوند، فرا گرفته شود و یاد گیرنده اش، همچون یاد گیرنده کلام الهی، قدر بیند و بر صدر نشیند.

پیامبر اکرم(ص)، خود در تعلیم کتاب و حکمت کوشید و امام علی(ع) را با عنوان دانش آموخته برجسته و درخشان این مدرسه الهی، و گروهی از مسلمانان صدر اسلام را به عنوان الگوهایی پُرتلاش، فهیم، والا، ایثارگر، مجاهد و مقاوم، به همگان معرّفی کرد.

امام علی(ع) و همه جانشینان او، یکی از پی دیگری، این زنجیره تعلیم مقدّس را استمرار بخشیدند. آنان با تعلیم و تربیت صدها راوی برجسته و پاسخ گویی به هزاران سؤال و شبهه آسان و دشوار، کوشیدند حدیث را در همه ساحت هایش، فراز آورند. در تفسیر قرآن به ارائه انبوهی از احادیث پرداختند که اکنون بیش از ۱۲ هزار از آنها در جوامع تفسیر روایی، گِرد آمده اند. این، شمار روایاتی است که آشکارا به قرآن، نظر دارند؛ و گر نه همه سخنان اهل بیت(ع)، برگرفته از قرآن و ناظر به آن هستند. در دانش فقه، به پرسشگرانِ بسیاری پاسخ دادند و تنها به محمّد بن مسلم، ۴۶ هزار مسئله آموختند[۲]. اکنون مجموعه احادیث فقهی گزارش شده از آنان، شامل ده ها جلد کتاب می شود.[۳]در عرصه اخلاق و تاریخ و سیره نیز چنین است.

امامان(ع)، روایان و شاگردان خود را تشویق می کردند تا به تعلّم و گردآوری حدیث بپردازند و از فرصت نهادن برای بررسی و نقد آنها نیز دریغ نمی کردند.[۴]در گزارش های تاریخی می خوانیم که همین وضعیت، میان راویان درجه یک با شاگردانشان برقرار بوده و آنان با تشکیل حلقه های علمی، به مذاکره حدیث و احیای امر اهل بیت(ع) پرداخته اند.[۵]در یک گزارش شایان توجّه، می خوانیم که محبوب، پدر راوی بزرگ شیعی، حسن بن محبوب، برای هر حدیثی که او می نوشت، یک درهم به او جایزه می داد.[۶]ظهور حلقه ها، مدرسه ها و حوزه های حدیثی در مدینه و کوفه را می توان برخاسته از اهتمام ائمّه(ع) به تعلیم حدیث دانست؛ امری که به صورت مکرّر اهل بیت(ع) بدان سفارش کرده و برخی از آنها در همین باب، نقل شده اند.[۷]

تعلیم حدیث و آثار و سیره پیامبر اکرم و اهل بیت او(ع)، چندان مهم است که یکی از علّت های وجوب حج، دانسته شده است. این، به معنای نیکو و ضروری بودن هزینه کردن میلیاردها تومان و صرف وقت چند میلیون حج گزار در هر سال برای این امر است. یک حدیث، به صراحت فراگیری سنّت نبوی، تعالیم اصلی دین و نقل اخبار امامان و نشر آن در همه سوی عالَم را از علّت های وجوب حج شمرده است.[۸]

افزون بر این، یادگیری حدیث از فردی راست گو، از همه دنیا و اشیای قیمتی آن، ارزشمندتر است.[۹]تعلیم و تعلّم حدیث، عبادت به شمار آمده است و یادگیری دو حدیث سودمند به حال خود یا دیگری، برتر از عبادت شصت ساله دانسته شده است.[۱۰]همچنین مایه مباهات الهی به فرشتگان، خوانده شده[۱۱]و برخی مجلس های آن، محبوبِ امامان(ع)[۱۲]و زمینه احیای امر ایشان[۱۳]شمرده شده است. این همه، به هیچ روی، اغراق و گزاف نیست؛ چه، برخاسته از ارزش والای حدیث است که در آغاز سخن به آن اشاره شد. افزون بر آن، این همه را می توان نتیجه اثرگذاری حدیث در نهاد آدمی دانست. حدیث اهل بیت(ع)، غبار از جان می شوید،[۱۴]دل را زنده می کند[۱۵]و پیروان اهل بیت(ع) را به هم می پیوندد؛ امری که تنها در دست قدرت خداست.[۱۶]

نکته مهم، زمان یادگیری است. اگر چه هیچ زمانی برای یادگیری دیر نیست، امّا فراگیری حدیث در کودکی و پیش از آن که ذهن و جان به شبهه ها و کژی ها دچار و آلوده شود، برکات افزون تری دارد. در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است:

به فرزندانتان، حدیث بیاموزید، پیش از آن که مُرجِئه [۱۷] به سوی آنان بشتابند. [۱۸]

روشن است که ذکر فرقه مُرجِئه، به دلیل خطر فوری در آن روزگار است، امّا حدیث، در این زمان و هر عصر دیگری ظرفیت آن را دارد که به مصاف شبهه ها و کژی ها برود و فرهنگ ناب قرآنی را به میدان آورَد. حدیث، قابلیت آن را دارد که دست مایه کارهای فرهنگی و سرمایه آموزش های دینی و ارزشی شود. حدیث، می تواند نسل نو را به گونه ای عمیق و مانا با آموزه های ژرف و ناب اسلام، آشنا کند، بی آن که به جمود و تندروی دچار شوند.

حفظ و یادسپاری حدیث نیز فراتر از یادگیری، ارزشی دو چندان دارد. هر حرف از حدیث به یاد سپرده، در قیامت، نوری می شود که حافظ حدیث را از دل ظلمات محشر به سوی پردیس روشن خدا، ره می نماید. حافظ حدیث، در قیامت، عالم و فقیه محشور می شود[۱۹]و شفاعت پیامبر اکرم(ص) او را در بر می گیرد[۲۰]و بی آن که عذابی ببیند،[۲۱]همراه پیامبران، صدّیقان، شاهدان و صالحان، به بهشت گام می نهد[۲۲]. اینان، همان نعمت یافتگان اند که در هر نماز، از خدا می خواهیم ما را با آنان همراه کند، گو این که حفظ حدیث، نعمتی سترگ است.

 

[۱]. «و کیست خوش نگارتر از خدا؟» بقره: آیه ۱۳۸.

[۲]. رجال الکشی: ج ۱ ص ۳۹۱ ح ۲۸۰.

[۳]. ر. ک: وسائل الشیعه و جامع أحادیث الشیعه.

[۴]. ر. ک: جریان تاریخی عرضه حدیث بر امامان.

[۵]. همانند: جمیل و زراره، سلمه بن محرز و زراره.

[۶]. ر. ک: ح ۲۰۴. ۲. ر. ک: ص ۱۶۹ برکت های گفتگوی حدیثی.

[۷]

[۸]. ر. ک: ح ۲۰۲.

[۹]. ر. ک: ح ۱۹۴ و ح ۱۹۷ ـ ۱۹۹.

[۱۰]. ر. ک: ح ۱۹۵.

[۱۱]. ر. ک: ح ۲۱۰.

[۱۲]. ر. ک: ح ۲۰۷.

[۱۳]. ر. ک: ح ۲۰۶ و ۲۰۹.

[۱۴]. ر. ک: ح ۲۱۲ و ح ۲۱۶.

[۱۵]. ر. ک: ح ۲۱۴ و ح ۲۱۳.

[۱۶]. «وَأَلَّفَ بَینَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِی الأَْرْضِ جَمِیعًا مَّآ أَلَّفْتَ بَینَ قُلُوبِهِمْ وَلَـکنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَینَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَکیمٌ ؛ دل هایشان را به یکدیگر، مهربان ساخت. اگر تو همه آنچه را که در روی زمین است، انفاق می کردی، دل های ایشان را به یکدیگر، مهربان نمی ساختی؛ ولی خدا دل هایشان را به یکدیگر مهربان ساخت که او پیروزمند و حکیم است» انفال: آیه ۶۳.

[۱۷]. ر. ک: ص ۱۳۳ پانوشت ۱.

[۱۸]. ر. ک: ح ۲۰۳.

[۱۹]. ر. ک: ح ۲۱۷ و ۲۱۸ و ح ۲۲۰ و ۲۲۱ و ح ۲۲۹.

[۲۰]. ر. ک: ح ۲۲۲ و ۲۲۳.

[۲۱]. ر. ک: ح ۲۳۰.

[۲۲]. ر. ک: ح ۲۲۸.